زیر بارون
هر روز ساعت دلم را عقب میکشم تا خیال کنم هنوز دیر نکرده ای اللهم عجل لولیک الفرج






لينک دوستان


لوگوي دوستان
کوثر گرافیک

معبر سایبری بی سنگر

 

ابوحمزه ثمالی :
ای سید من تو را می خوانم به زبانی که از فرط گناه لال گردیده ، 
ای پروردگار با تو راز و نیاز می کنم با دلی که از کثرت جرم و خطا به وادی هلاکت در افتاده
ای خدا تو را می خوانم با دلی که هراسان و ترسان است از قهر تو و مشتاق امیدوار به کرم توست و چون به گناهان خود ای مولای من می نگرم زار می نالم و چون به کرم بی پایان تو نظر می کنم امیدوار می گردم ..

مهربان ارباب :
روز و شبهایم دیگر رنگ و بویی ندارد ، 
مهربانارباب چیزی نمانده دارد دوازده سال می شود ...
اجابت دعای زیر قبه چه شد ؟ 
دیگر نیاز به روضه نیست خاطرات کربــ بلا 
و این دوری یازده ساله و چند ماهه هزاران روضه در دل دارد ..

 

نوکران در رمضان کرب و‌بلا می‌گیرند؛
                  منِ بی عُرضه شکستم دل اربابم را ...

سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ .:. 1:36 .:. *asemooni*
چشم چشم دوابرو 
خوشگلیه بابام کو
حتی توی صورتش 
نمونده یک تارمو

گوش گوش دوتا گوش 
بابام هی میره از هوش
تاکه به هوش میادش 
میگه دخترکم کوش

دست دست دوتا دست 
همون که سربند می بست 
حالا دستای بابا 
یکیش رفته یکیش هس

بابام خیلی زرنگه 
بااین که پاش میلنگه
هیچکی خبرنداره 
توساق پاش فشنگه

چوب چوب یه گردن 
بهش پلاک میبندن
یه عده بی معرفت 
به بابا جون میخندن

یه بابای مهربون 
از جنس هفت آسمون
فدات بشم الهی 
همیشه پیشم بمون

بابام یه ساربونه 
تاب نیاورد بمونه
من و گذاشت و پر زد 
خسته از این زمونه

بابام چه عاشقونه 
پرید از آشیونه
بابای مهربونم 
پیش خدا مهمونه


asemooni نوشت : 

روز مرد نداشتند، روزها را مردانه ساختند ..

تنها جورابشان سوراخ نبود که پیکری سوراخ شده از گلوله و ترکش داشتند ..

روز مردان واقعی سرزمینم و مقتدایان مکتب علوی و عاشقان ولایت سیدعلــی گرامی باد .

شنبه ۱۲ اردیبهشت۱۳۹۴ .:. 11:22 .:. *asemooni*

⚠میدونی عرب ها کیا هستند ؟❗

-عرب ها همون کسایی هستند که از ۲۴ میلیون زائر اربعین امسال با تمام مال و جانشان

پذیرایی کردند و (حدود۴میلیون از زوار ایرانی بودند) ؛

-عرب یعنی سید حسن نصر الله و حزب الله ؛

-عرب ها یعنی حزب الله ده ها هزار نفریِ عراق ؛

-عرب ها یعنی سپاه ۹ بدر عراق ؛

-عرب ها یعنی جبهه ی جهاد اسلامی فلسطین ؛

-عرب ها یعنی انصارالله یمن که ان شاالله با مقاومتشون ، عربستان رو کم کم

به قعر نابودی میفرستند ؛

-عرب ها یعنی هموطنان غیورمان در خوزستان و بوشهر و هرمزگان که از دفاع مقدس

حق بزرگی به گردن کشور دارند ؛



*لعنت خدا بر وهابیت و آل سعود...

*مواظب باشیم ، عرب و عربستان سعودی در لفظ کنار هم قرار نگیرد.

*طرف حساب ما رژیم ملعون آل سعود است....

                                                ❗❗❗❗❗❗❗

**هوشیار باشید! دشمنان منتظر فرصتند که مسلمانان واقعی را با بهانه اختلافات قومی و نژادی

به جان هم بیندازند. 

دوشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۴ .:. 19:18 .:. *asemooni*
من می دانم: بزرگ ترین گناه خامنه ای این است که نامش «علـی» است.

حساسیت روی این نام بالاست.

دشمن همیشه روی این نام حساس بوده است.

کینه ها دارد از نام علـی.

عقده ها دارد از «نادعلـی».

ناد علـی برای شما مظهر العجایب نیست، بهانه ای است برای عقده گشایی.

«سیـد علـی» این روز ها را می دید.

شما مو می دیدید و او پیچش مو.

پیچیدگی فتنه امروز را.

همیشه کار علـی بعد از محمـد سخت تر بوده است.

طرف علـی، ابوسفیان نیست.

«طلحه الخیر» است.

طرف علـی، آمریکا نیست.

اما طرف تو ... است.

طرف تو ...

کاش رهبری را قبول نمی کردی ماه من

لیاقت اینها همان مرجع تقلیید BBC است.

باز هم می گویم

اینهمه «ماهواره» حریف این «ماهپاره» نمی شوند.

چون خداوند پشت ماه ماست.

 

 سرورم! 76بهار زندگیتون مبارک ❤

نـمـی گـویـمـ کـهـ در عـالـمـ ولـی نـیـسـت

ولـی بـالـاتـر از سـیـد عـلـی نـیـسـت

بـهـشـت ارزانـی خـوبـانـ عـالـمـ

بـهـشـت مـن بـجـز سیـد عـلـی نـیـسـت..

شنبه ۲۹ فروردین۱۳۹۴ .:. 18:33 .:. *asemooni*
همه ی ما هزاران ارزو داریم: لاغرتر شویم؛ بزرگتر شویم ....

پول بیشتری داشته باشیم؛ اتومبیل بهتری سوار شویم ....

یک روز تعطیل؛ یک گوشی جدید....

ملاقات با زن یا مرد رویاهایمان .....

ولی یک بیمار مبتلا به سرطان تنها یک آرزو دارد؛

و آن اینست که:

بی درد زندگی کند .....

"برای سلامتی همه ی بیماران سرطانی دعا کنید"

 

دیدن لبخند آنهایی که رنج می کشند ،از دیدن اشک آنها دردناکتر است ...

درد نوشت: 

یادت نره، وقتی داری با خدا حرف میزنی، این بچه ها رو هم دعا کنی ..

آخه اینا، از همه ی بچه های دنیا قشنگ تر میخندن ...

چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴ .:. 22:49 .:. *asemooni*

 

عمـو تحـریـم باف

بـلـهـ

تحـریـم رو برداشتی؟

نـخـیــر

پشت گـوش انداختی ؟

بلـهـ

ظــریـــف اومــــدهـ

چـی چـی آوردهـ ؟

تحـریــــم و تمدیـــــد

بـا صــدای چـی ؟

بـا صـــدای کـلـیــــد

 

دلتنگ گل نرگس نوشت :

جریمه دارد دیگر ! باید هزاران مرتبه نوشت:

" آقایی که بیادش نبودم امروز هم در قنوت نمازش دعایم کرد " :((

یکشنبه ۹ فروردین۱۳۹۴ .:. 11:29 .:. *asemooni*
 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم


إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿۱﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿۲﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ ﴿۳﴾


این شبها علی بر بالین فاطمه می نشیند

بغض می کند از اینکه امشب شاید شب آخر باشد

بغض می کند از کبودی ماه

علی تا صبح نمی خوابد

با هر گردش فاطمه در بستر هزار بار میمیرد

می گوید فاطمه جان، ببین می توانی بمانی ؛ بمان!

پس چه شد با علی همسفر ماندنت؟!؟!

 

زبان حال حضرت امیرالمومنین(ع) :

خانمم.. فاطمه جان.. !

میخواهم از غمت نخورم بر زمین ولی......

هر بار میرسم جلوی در ...... نمیشود...........

دوشنبه ۳ فروردین۱۳۹۴ .:. 21:15 .:. *asemooni*
عمو نوروز سلام
بهار امسال
به پرستوها بگو
پیام فروردین و گل های اردیبهشت
و آب  و آیینه را
در  گوش ایوان خانه ی ما نیز
زمزمه کنند
من نیز
کوچه باغ آرزو هایم را
پر از سلام  و ترانه خواهم کرد . . .

نوروز مبارک

 

 

بر دشمن و دوست، اعتبارش پیداست

             در سینه ی عاشقان مزارش پیداست

    نوروز سر سفره ی زهــرا هستیم

                     سالی که نیکوست از بهارش پیداست 

                                                                                              سالتون فاطمی ..

                                                                                                 یا زهـــرا (س)

پنجشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۳ .:. 15:23 .:. *asemooni*
"الهی"
بـوی ِناب"بهشـت"میدهد همـهٔ "نامهای"قشـنگ ِ"تــو"
میگذارمشان روی ِزخمهای "دلم"
گفـته بـودی "اَلجَّبار"
یعنی کسی کـه"جُـبران مــیکند"همـهٔ
شکستگـیهایِ "دلت" را

گفـــــته بودی "اَلمُصَـوِّر"
یعنی کسی کــه از "نومـیسـازد"
همهٔ آنچه را"ویـران"شـده اسـت درون ِ "دلت"
گفــته بـودی"الشّـافـی"
یعنی کسی کـــه"شِفا" مـیدهد تمام ِ
"زخمهـایِ عمیق"و"ناعـلاج"را
هـوای ِ"دلم" سبک میشود بــازمزمه نامهایِ زیبایت
نَفـس میکشــم درهوایِ "مهربانیهـایِ نابت"
"الهی"

 

درد نوشت: وای مادرم ...

خبر از یک زن بیمار شود می میرم، مادری دست به دیوار شود می میرم 

با زمین خوردن تو بال و پرم می ریزد،چادرت را نتکان عرش به هم می ریزد...

 

»مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی رهبر انقلاب در سال ۹۳ کدام است؟«

دوشنبه ۱۸ اسفند۱۳۹۳ .:. 15:48 .:. *asemooni*
-عشق یعنی تو دل شب آروم زمزمه کنی "الهی العفو"

-عشق یعنی چشماتو ببندی و به "امام زمانت" فکر کنی.

-عشق یعنی شب که همه خوابن تو آروم سر سجاده "اشک" بریزی.

-عشق یعنی اعتراف کنی "خدایا چقدر ازت دورم" منو بکش سمت خودت.

-عشق یعنی بغضت رو با یاد رفیق "شهیدت" بشکونی.

-عشق یعنی یاد "شهرضا" و کلی "حسرت"دیدار با حاج ((همت)).

-عشق یعنی یاد "کربلا" "قتلگاه" "سه ساله ی حسین".

-عشق یعنی یه خیابون به اسم "بین الحرمین".

-عشق یعنی یه "امام رضا" که دلت عجیب هوای مشهدشو کرده.

-عشق یعنی یاد "غروب شلمچه".

-عشق یعنی "حسرت یه زیارت عاشقانه".

-عشق یعنی "مزار یه شهید گمنام".

-عشق یعنی "جزیره ی مجنون".

-عشق یعنی "سه راه شهادت".

-عشق یعنی "خدای مهربون".

-عشق یعنی "دل شکسته".

-عشق یعنی "آرزوی شهادت" .



اینا عشق واقعین...

اینا طعم واقعی عشق هستن...

❤خداجونم میخوام همیشه عاشق بمونم و تواین راه ثابت قدم باشم❤

سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ .:. 22:37 .:. *asemooni*
ﻓﻀﺎ ﭘﯿﻤﺎ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ,
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺳﺎﻧﺪﯾﺲ ﺧﻮﺭﻫﺎ :/

ﺗﻪ ﺭﯾﺶ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮊﯾﮕﻮﻝ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﯽ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﻀﯿﺎ,
ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﻭ ﻫﯿﺎﺗﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﻞ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺧﻮﺭ :/

تبریک اگه واسه عید غدیر و قربان باشه میشه عرب پرستی,
اگه واسه کریسمس و ولن باشه میشه آخر باکلاسی و روشنفکری :/

راستی:
آخه تو تابستون کی چادر سر میکنه؟ میخای خفمون کنی؟
ولی خب تو زمستون میشه با ساپورت بیرون رفت!!!

 

شمع وقتي داستانم را شنيد آتش گرفت
           شرح حالم را اگر نشنيده باشي راحتي!

┘◄بانـو، ممنونم که با این همه بدی، بازم اجازه دادید بیام پابوستون

دلم برای اینکه یه بار دیگه خودشو تو صحن زیباتون رها ببینه، داره پر میزنه مهربونم.

پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳ .:. 10:34 .:. *asemooni*



دلتنگی سخت ترین حس عاشقانه های من با توست..

قفس است دیگر، تنگ ترش که کنی بیشتر پرواز میخواهد مرغ سحرش،

ناله سر میدهد...

هوایت را میکند، پرواز میخواهد،

یا به قول عاشقانه های شیک این ایام: میخواد بیاد به *آسمون* دورت بگرده!

اما... این استقرت بک النوی؟

پس کجایی زیبای زلال، آبی *آسمانی*، طراوت باران عشق!

نیستی که ببینی نبودنت لبان خندان کوهستان را چگونه خشکانده

و چشمان بچه خارهای بیابان را چگونه در اسیری اردوگاه، گود و کبود کرده.

نیستی که چشم براهی بوته های گل باغچه خانه را ببینی

و گنجشکان حیاط را، که تکرار تو را ذکر سحرگاهی خود کرده اند

تو رحمت آن رحمان بی پایانی و نامت نام رحمت جهانیان است.


یا صاحب الزمان "عجل ا... تعالی فرجه"


پی نوشت: هیس! فقط بی سواد ها بخوانند...

جمعه ۲۵ بهمن۱۳۹۲ .:. 8:32 .:. *asemooni*

ای دل ای دله همیشه بی قرار

ای چشیده سرد و گرم روزگار

باز هم بگو داستان انقلاب را

داستان روز های التهاب و اضطراب را

ماجرای ابرهای تیره و آفتاب را

باز هم بگو از طلوع بی دریغ زندگی در نگاه روشن امام ما

از شکست شب با طنین پر شکوه گام ما

باز هم بگو که حرف تو حجت منه

باز هم به من بگو که وقت رسیدنه

باز هم بگو بدون که آینده روشنه

باز هم بگو ای دل ، ای چشیده سرد و گرم روزگار

از حماسه های تا همیشه ماندگار

باز بگو ، از آن امید ها که روی شانه برده ای

آن شهید ها سرو های سر بلند ایستادگی

باز هم بگو ، باز هم بخوان باز هم بخوان

بخوان مرا به ایستادگی

از بلوغ عشق و دانش نجیب ما بگو

از گشودن دریچه های *آسمان*

باز هم بگو اگر چه ساده نیست باورش برای دشمنان

باز هم بگو که حرف تو حجت منه

باز هم به من بگو که وقت رسیدنه

باز هم بگو بدون که آینده روشنه

آینده روشنه که آینده روشنه

باز هم بگو سرزمین سر به زیر سر بلند ما

بیرق شکوه خویش را تا ثریا رسانده است

خاک دل شکسته شکوهمند ما زیر سایه ولایت علی

زیر خیمه ی حسین جاودان مانده است

باز هم من و توئیم و راه پیش رو

باز هم به من بگو باز هم به من گو

باز هم من و توئیم و راه پیش رو

باز هم بگو که حرف تو حجت منه

باز هم به من بگو که وقت رسیدنه

یکشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۲ .:. 16:15 .:. *asemooni*

آه …


زمستان چقدر زیباست …!


می پسندم زمستان را که معافم می کند ،


از پنهان کردن دردی که در صدایم میپیچد و اشکی که در نگاهم میچرخد،….


و به همه می گوییم سرما خورده ام…!


غم نوشت: نیومدی یه جمعه به نبودت اضافه شد!!

جمعه ۱۱ بهمن۱۳۹۲ .:. 15:43 .:. *asemooni*

دلت پاک باشد، کافی است؟!


آن کسی که تو را خلق کرده است، اگر فقط دل پاک کافی بود، فقط می‌گفت:


«آمنـــوا» اینکه کنار «آمنـــوا» گفته:«آمَنُـــوا وَ عَمِلُوالصَّالِحـــات»

یعنی هم دلت پاک باشد،هم کارت.

جمعه ۴ بهمن۱۳۹۲ .:. 8:54 .:. *asemooni*


چه غریبانه قدم میزدی ؛ میان رفیق هایی که رفتند...


و حالا تو مانده ای و نارفیق هایی که هریک سهمی در غربتت ،

در سپید کردن موهایت دارند...


ماه من ! جانم به فدایت ...



شنبه ۲۱ دی۱۳۹۲ .:. 11:21 .:. *asemooni*
اينجا كلاس ِ درس‌ ِ(!) ماست

اينجا يك ترم بالاتر كه مي روي

✘ مانتو و مقنعه ات بالاتر مي رود

اينجا يك ترم بالاتر كه ميروي

✘ به قول معروف كلاسَت بالاتر مي رود

اينجا يك ترم بالاتر كه مي روي

✘ روابط اجتماعي ات(با آقايان) بالاتر مي رود

اينجا يك ترم بالاتر كه مي روي

.

.

.

عجيب است

سر كلاس ما

✔ جاي بالا رفتن ِ شعور و ارزش و حيا خالي ست

هر روز غيبت مي خورد

و سرانجام حذف مي شود:)




+بعضي ها كلاس درس(!) را ، با "بوتيك" اشتباه گرفته اند .

شايد هم ،توهم "مانكن بودنشان" آنجا گُل مي كند...!!!


شنبه ۱۴ دی۱۳۹۲ .:. 11:14 .:. *asemooni*

گفت : حاج آقا! من شنیده ام اگر انسان در نماز متوجه شود

 

 که کسی در حال دزدیدن کفش اوست، می تواند نماز را بشکند

 

 و برود کفشش را بگیرد، درست است حاج آقا؟!

 

شیخ گفت : درست است آقا.

 

نمازی که در آن حواست به کفشت است، اصلاً باید شکست ...!


جمعه ۶ دی۱۳۹۲ .:. 9:17 .:. *asemooni*
بوی باروت می آمد...

صدای توپ و خمپاره گوشها را می آزرد...

و همه منتظر واقعه ای بودند...

بوی مرگ تمام جبهه و جنگ را گرفته بود.

همه تکلیف خود را میدانستند..........

اما حال به جای بوی باروت این بوی عطر و ادکلن آنچنانی ست که به مشام میرسد

دیگر به جای صدای توپ، صدای رپ و راک و دیسکو به گوش میرسد...

کسی منتظر حادثه ای نیست، در حالی که دارد اتفاق می افتد...

گلوله ها شلیک میشوند اما با این تفاوت که گلوله ها می نویسند... 




چهارشنبه ۲۷ آذر۱۳۹۲ .:. 19:1 .:. *asemooni*

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت.

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست . 


فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

" با من بگو از انچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود."

خدا گفت: " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي."

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد...


پی نوشت: خدا ، مگه که تو باشی و من تنهای تنها شم ؟؟!!

سه شنبه ۱۹ آذر۱۳۹۲ .:. 18:46 .:. *asemooni*
اي شهيدان!

ما بعد از شما هيچ نكرديم!!!

لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين و لابه لاي سيم خاردارها رهاكرديم؛

عهدمان را شكستيم و دعاي عهد را فراموش كرديم؛

زمان ندبه و سمات را گم كرديم؛

شربت هاي صلواتي را با نسيان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم؛

بر تصاوير نوراني تان روي ديوارهاي شهر رنگ غفلت پاشيديم و پوستر تبليغاتي نصب

كرديم؛

تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم؛

عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم؛

اما باز هم اميدي هست!!!

آري ! تا ولايت هست هنوز اميد داريم .


جمعه ۱۵ آذر۱۳۹۲ .:. 9:49 .:. *asemooni*


میخواستم از پشت سرت چشمانت را بگیرم؛

اما طاقت شنیدن نامهایی که میخواستی حدس بزنی را نداشتم . . .

.

.

.

همه شان شهید شده بودند



یکشنبه ۱۰ آذر۱۳۹۲ .:. 15:39 .:. *asemooni*
تا به حال فکر کرده اي ؟!!

خدايي که افتادن يک برگ بي اذن و توجهش نيست؛

خدايي که از ذرات هم غافل نيست؛

چطور ممکن است به «ما» به عنوان يک انسان بي توجهي کند؟!

و از ما غافل باشد؟!


ما تَسقُطُ مِن وَرَقةٍ الا يَعلَمُها ...


یکشنبه ۳ آذر۱۳۹۲ .:. 16:3 .:. *asemooni*
چه کسی میگوید که گرانی شده است ؟!!


دوره ارزانی است


دل ربودن ارزان ، دل شكستن ارزان


دوستي ارزان است ، دشمني ها ارزان

 

چه شرافت ارزان ، تن عريان ارزان !
 

آبرو قيمت يك تكه ي نان


و دروغ از همه چيز ارزانتر !

 

قيمت عشق چقدر كم شده است !

 

كمتر از آب روان

 

و چه تخفيف بزرگي خورده ، قيمت هر انسان !!!

 

سه شنبه ۲۸ آبان۱۳۹۲ .:. 18:17 .:. *asemooni*
ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ :

ﺁﺏ ، ﺁﺗﺶ ، ﺧﺎﮎ ، ﻫﻮﺍ .

ﺁﺑﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﻎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ....

ﺁﺗﺸﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﻤﻪ ﮔﺎﻫﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ ....

ﺧﺎﮐﯽ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺳﺠﺪﻩ ﮔﺎﻩ ﻭ ﻃﺒﯿﺐ ﺩﺭﺩﻫﺎ ....

ﻭ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺳﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻫﺎ .....

ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ :

" ﮐـــــــــــــــﺮﺑﻼ "

پنجشنبه ۲۳ آبان۱۳۹۲ .:. 23:6 .:. *asemooni*
چقدر غریبی حسين(ع)جان،که من ناقابل بايد غم ات را قلم بزنم؛

از کلماتي که مي نويسم برايت خجالت ميکشم؛

من آلوده کجا و نام زيباي حسين فاطمه(ع) کجا؟

شرمنده ام آقا،اگر به هيئت مي آيم،

شرمنده ام آقا،اگر برايت سينه ميزنم،

شرمنده ام آقا،اگر کنار نوکراي خوبت مي نشينم،

شرمنده ام آقا، اگر یک عمرم خودم را نوکرت جا میزنم،

شرمنده ام آقا،اگر...

من گناهکار که ارزش ديدن ندارم،ولي با خودم ميگم،اگر نگاهت به

يکي از عاشقانت افتاد،کنارش يه نگاهي هم به من کني؛

گناهکارم آقا جان،خودت


پاکم کن
؛

خاکم کن . . .


یکشنبه ۱۹ آبان۱۳۹۲ .:. 17:14 .:. *asemooni*
عاشق که نباشی نمیدانی "عشق" نوشتنی نیست


نوشیدنی ست


عاشق که میشوی میفهمی


آب توی کاسه ی سفالی زمردین لبریز از عشق است


وقتی...


به یاد او بنوشی اش


به یاد ح س ی ن (ع) . . .


السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

سه شنبه ۱۴ آبان۱۳۹۲ .:. 16:11 .:. *asemooni*
فرض کن حضرت مهدي به تو ظاهر گردد:


ظاهرت هست چناني که خجالت نکشي؟


باطنت هست پسنديده ي صاحب نظري؟


خانه ات لايق او هست که مهمان گردد؟


لقمه ات در خور او هست که نزدش ببري؟


مال بي شبهه و سالم ز همه داراييت


داري آنقدر که يک هديه برايش بخري؟


حاضري گوشي همراه تو را چک بکند


با چنين شرط که در حافظه دستي نبري؟


واقفي بر عمل خويش تو بيش از دگران


ميتوان گفت تو را شيعه ي اثني عشري...


اللهم العجل لوليک الفرج


پی نوشت: آقا گفتی یه روز جمعه میای...جمعه شد و نیومدی...

جمعه ۱۰ آبان۱۳۹۲ .:. 8:20 .:. *asemooni*
قهر کردیم . . . !


فکر کردم دیگه دوسم نداره ، رفتم گوشه ای نشستم ، چند قطره اشک ریختم


و بعد خوابم برد . . .


صبح که بیدار شدم مادرم گفت :


نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی گرفته...!!!!


(و باز من شرمنده ی خدا شدم...)

شنبه ۴ آبان۱۳۹۲ .:. 20:24 .:. *asemooni*

وقتی مشکی مد باشه : خوبه

وقتی رنگ مانتو شلوار باشه :خوبه

وقتی رنگ عشقه :خوبه!

وقتی رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه!

وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!


اما

وقتی رنگ چادر من مشکی شد

بد شد!

افسردگی می آورد!

دنبال حدیث و روایت می گردند

که رنگ مشکی مکروهه!

مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد

من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی

و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!

چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!

دوست دارم چادر مد شود

مشکی رنگ عشق باشد

عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگه

دوشنبه ۲۹ مهر۱۳۹۲ .:. 13:21 .:. *asemooni*
درباره وبلاگ

★☆★

من ... ؟!
چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست ...
این من !
نه زیبایم نه مهربانم ...
نه عاشق نه محتاج نگاهی ... !
فقط برای خودم هستم ... !
فراری از دختران اهن پرست ؛
و پسران مانکن پرست ...
فقط برای خودم هستم ...
خوده خودم !
مال خودم !
صبورم و عجول ... !
سنگین ، سرگردان ، مغرور، قانع !
با یک پیچیدگی ساده ؛
و مقداری بی حوصلگیه زیاد ... !
و برای تویی که چهره های رنگ شده
را می پرستی ؛
نه سیرت ادمی را
هیچ ندارم .
راهت را بگیر و برو ...
حوالی ما توقع ممنوع است ... !

★☆★

یاران بسم الله گفتند و رد شدند از آب ...
من ختم قرآن کردم درگیر مردابم !!

★☆★

منم؛ متولد هزار و سیصد و جنگ…
ما زاده‌ی جنگیم ؛
و زادگان جنگ را،
چه هراس از جنگ!
سخت یا نرم؛
کم‌شدت یا پرشدت.
ما مرد جنگیم.

★☆★

دوسـت دارم از عـشـقت سـر بـه بـیـابـان بـنـهـم . . .
آن بـیـابـان کـه مـسیـرش از نـجـف تـا کـربـلاست . . .❤●۰

★☆★

روزی مـادرم گفت : درد بی درمان بگیری ..
دعایش گرفت، عاشقت شدـم #حسین .ع❤●۰˙

★☆★

مـشـکـلـی نـیـسـت اگـر مبـل نـداریـم و دکـور

زیـنـتـــ خـانه ی ما عکـس رخ خامـنـه ایست ..

★☆★

در اقدامی عجیب ایران با موافقت امام خامنه ای ،
قراردادی برای توسعه کشاورزی با اسرائیل امضا کرد ؛.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
طبق این قرار داد ایران با موشک های سجیل اسرائیل را شخم خواهد زد...
جهت اجابتش اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


لوگوي ما
زیر بارون


طراح قالب

معبر سایبری بی سنگر

ماهمه رهسپاریم