تاريخ : شنبه ۱۲ اردیبهشت۱۳۹۴
چشم چشم دوابرو 
خوشگلیه بابام کو
حتی توی صورتش 
نمونده یک تارمو

گوش گوش دوتا گوش 
بابام هی میره از هوش
تاکه به هوش میادش 
میگه دخترکم کوش

دست دست دوتا دست 
همون که سربند می بست 
حالا دستای بابا 
یکیش رفته یکیش هس

بابام خیلی زرنگه 
بااین که پاش میلنگه
هیچکی خبرنداره 
توساق پاش فشنگه

چوب چوب یه گردن 
بهش پلاک میبندن
یه عده بی معرفت 
به بابا جون میخندن

یه بابای مهربون 
از جنس هفت آسمون
فدات بشم الهی 
همیشه پیشم بمون

بابام یه ساربونه 
تاب نیاورد بمونه
من و گذاشت و پر زد 
خسته از این زمونه

بابام چه عاشقونه 
پرید از آشیونه
بابای مهربونم 
پیش خدا مهمونه


asemooni نوشت : 

روز مرد نداشتند، روزها را مردانه ساختند ..

تنها جورابشان سوراخ نبود که پیکری سوراخ شده از گلوله و ترکش داشتند ..

روز مردان واقعی سرزمینم و مقتدایان مکتب علوی و عاشقان ولایت سیدعلــی گرامی باد .



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : دوشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۴

⚠میدونی عرب ها کیا هستند ؟❗

-عرب ها همون کسایی هستند که از ۲۴ میلیون زائر اربعین امسال با تمام مال و جانشان

پذیرایی کردند و (حدود۴میلیون از زوار ایرانی بودند) ؛

-عرب یعنی سید حسن نصر الله و حزب الله ؛

-عرب ها یعنی حزب الله ده ها هزار نفریِ عراق ؛

-عرب ها یعنی سپاه ۹ بدر عراق ؛

-عرب ها یعنی جبهه ی جهاد اسلامی فلسطین ؛

-عرب ها یعنی انصارالله یمن که ان شاالله با مقاومتشون ، عربستان رو کم کم

به قعر نابودی میفرستند ؛

-عرب ها یعنی هموطنان غیورمان در خوزستان و بوشهر و هرمزگان که از دفاع مقدس

حق بزرگی به گردن کشور دارند ؛



*لعنت خدا بر وهابیت و آل سعود...

*مواظب باشیم ، عرب و عربستان سعودی در لفظ کنار هم قرار نگیرد.

*طرف حساب ما رژیم ملعون آل سعود است....

                                                ❗❗❗❗❗❗❗

**هوشیار باشید! دشمنان منتظر فرصتند که مسلمانان واقعی را با بهانه اختلافات قومی و نژادی

به جان هم بیندازند. 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : شنبه ۲۹ فروردین۱۳۹۴
من می دانم: بزرگ ترین گناه خامنه ای این است که نامش «علـی» است.

حساسیت روی این نام بالاست.

دشمن همیشه روی این نام حساس بوده است.

کینه ها دارد از نام علـی.

عقده ها دارد از «نادعلـی».

ناد علـی برای شما مظهر العجایب نیست، بهانه ای است برای عقده گشایی.

«سیـد علـی» این روز ها را می دید.

شما مو می دیدید و او پیچش مو.

پیچیدگی فتنه امروز را.

همیشه کار علـی بعد از محمـد سخت تر بوده است.

طرف علـی، ابوسفیان نیست.

«طلحه الخیر» است.

طرف علـی، آمریکا نیست.

اما طرف تو ... است.

طرف تو ...

کاش رهبری را قبول نمی کردی ماه من

لیاقت اینها همان مرجع تقلیید BBC است.

باز هم می گویم

اینهمه «ماهواره» حریف این «ماهپاره» نمی شوند.

چون خداوند پشت ماه ماست.

 

 سرورم! 76بهار زندگیتون مبارک ❤

نـمـی گـویـمـ کـهـ در عـالـمـ ولـی نـیـسـت

ولـی بـالـاتـر از سـیـد عـلـی نـیـسـت

بـهـشـت ارزانـی خـوبـانـ عـالـمـ

بـهـشـت مـن بـجـز سیـد عـلـی نـیـسـت..



ارسال توسط *asemooni*
همه ی ما هزاران ارزو داریم: لاغرتر شویم؛ بزرگتر شویم ....

پول بیشتری داشته باشیم؛ اتومبیل بهتری سوار شویم ....

یک روز تعطیل؛ یک گوشی جدید....

ملاقات با زن یا مرد رویاهایمان .....

ولی یک بیمار مبتلا به سرطان تنها یک آرزو دارد؛

و آن اینست که:

بی درد زندگی کند .....

"برای سلامتی همه ی بیماران سرطانی دعا کنید"

 

دیدن لبخند آنهایی که رنج می کشند ،از دیدن اشک آنها دردناکتر است ...

درد نوشت: 

یادت نره، وقتی داری با خدا حرف میزنی، این بچه ها رو هم دعا کنی ..

آخه اینا، از همه ی بچه های دنیا قشنگ تر میخندن ...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : یکشنبه ۹ فروردین۱۳۹۴

 

عمـو تحـریـم باف

بـلـهـ

تحـریـم رو برداشتی؟

نـخـیــر

پشت گـوش انداختی ؟

بلـهـ

ظــریـــف اومــــدهـ

چـی چـی آوردهـ ؟

تحـریــــم و تمدیـــــد

بـا صــدای چـی ؟

بـا صـــدای کـلـیــــد

 

دلتنگ گل نرگس نوشت :

جریمه دارد دیگر ! باید هزاران مرتبه نوشت:

" آقایی که بیادش نبودم امروز هم در قنوت نمازش دعایم کرد " :((



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : دوشنبه ۳ فروردین۱۳۹۴
 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم


إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿۱﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿۲﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ ﴿۳﴾


این شبها علی بر بالین فاطمه می نشیند

بغض می کند از اینکه امشب شاید شب آخر باشد

بغض می کند از کبودی ماه

علی تا صبح نمی خوابد

با هر گردش فاطمه در بستر هزار بار میمیرد

می گوید فاطمه جان، ببین می توانی بمانی ؛ بمان!

پس چه شد با علی همسفر ماندنت؟!؟!

 

زبان حال حضرت امیرالمومنین(ع) :

خانمم.. فاطمه جان.. !

میخواهم از غمت نخورم بر زمین ولی......

هر بار میرسم جلوی در ...... نمیشود...........



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۳
عمو نوروز سلام
بهار امسال
به پرستوها بگو
پیام فروردین و گل های اردیبهشت
و آب  و آیینه را
در  گوش ایوان خانه ی ما نیز
زمزمه کنند
من نیز
کوچه باغ آرزو هایم را
پر از سلام  و ترانه خواهم کرد . . .

نوروز مبارک

 

 

بر دشمن و دوست، اعتبارش پیداست

             در سینه ی عاشقان مزارش پیداست

    نوروز سر سفره ی زهــرا هستیم

                     سالی که نیکوست از بهارش پیداست 

                                                                                              سالتون فاطمی ..

                                                                                                 یا زهـــرا (س)



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : دوشنبه ۱۸ اسفند۱۳۹۳
"الهی"
بـوی ِناب"بهشـت"میدهد همـهٔ "نامهای"قشـنگ ِ"تــو"
میگذارمشان روی ِزخمهای "دلم"
گفـته بـودی "اَلجَّبار"
یعنی کسی کـه"جُـبران مــیکند"همـهٔ
شکستگـیهایِ "دلت" را

گفـــــته بودی "اَلمُصَـوِّر"
یعنی کسی کــه از "نومـیسـازد"
همهٔ آنچه را"ویـران"شـده اسـت درون ِ "دلت"
گفــته بـودی"الشّـافـی"
یعنی کسی کـــه"شِفا" مـیدهد تمام ِ
"زخمهـایِ عمیق"و"ناعـلاج"را
هـوای ِ"دلم" سبک میشود بــازمزمه نامهایِ زیبایت
نَفـس میکشــم درهوایِ "مهربانیهـایِ نابت"
"الهی"

 

درد نوشت: وای مادرم ...

خبر از یک زن بیمار شود می میرم، مادری دست به دیوار شود می میرم 

با زمین خوردن تو بال و پرم می ریزد،چادرت را نتکان عرش به هم می ریزد...

 

»مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی رهبر انقلاب در سال ۹۳ کدام است؟«



ارسال توسط *asemooni*
-عشق یعنی تو دل شب آروم زمزمه کنی "الهی العفو"

-عشق یعنی چشماتو ببندی و به "امام زمانت" فکر کنی.

-عشق یعنی شب که همه خوابن تو آروم سر سجاده "اشک" بریزی.

-عشق یعنی اعتراف کنی "خدایا چقدر ازت دورم" منو بکش سمت خودت.

-عشق یعنی بغضت رو با یاد رفیق "شهیدت" بشکونی.

-عشق یعنی یاد "شهرضا" و کلی "حسرت"دیدار با حاج ((همت)).

-عشق یعنی یاد "کربلا" "قتلگاه" "سه ساله ی حسین".

-عشق یعنی یه خیابون به اسم "بین الحرمین".

-عشق یعنی یه "امام رضا" که دلت عجیب هوای مشهدشو کرده.

-عشق یعنی یاد "غروب شلمچه".

-عشق یعنی "حسرت یه زیارت عاشقانه".

-عشق یعنی "مزار یه شهید گمنام".

-عشق یعنی "جزیره ی مجنون".

-عشق یعنی "سه راه شهادت".

-عشق یعنی "خدای مهربون".

-عشق یعنی "دل شکسته".

-عشق یعنی "آرزوی شهادت" .



اینا عشق واقعین...

اینا طعم واقعی عشق هستن...

❤خداجونم میخوام همیشه عاشق بمونم و تواین راه ثابت قدم باشم❤



ارسال توسط *asemooni*
ﻓﻀﺎ ﭘﯿﻤﺎ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ,
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺳﺎﻧﺪﯾﺲ ﺧﻮﺭﻫﺎ :/

ﺗﻪ ﺭﯾﺶ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮊﯾﮕﻮﻝ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﯽ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﻀﯿﺎ,
ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﻭ ﻫﯿﺎﺗﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﻞ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺧﻮﺭ :/

تبریک اگه واسه عید غدیر و قربان باشه میشه عرب پرستی,
اگه واسه کریسمس و ولن باشه میشه آخر باکلاسی و روشنفکری :/

راستی:
آخه تو تابستون کی چادر سر میکنه؟ میخای خفمون کنی؟
ولی خب تو زمستون میشه با ساپورت بیرون رفت!!!

 

شمع وقتي داستانم را شنيد آتش گرفت
           شرح حالم را اگر نشنيده باشي راحتي!

┘◄بانـو، ممنونم که با این همه بدی، بازم اجازه دادید بیام پابوستون

دلم برای اینکه یه بار دیگه خودشو تو صحن زیباتون رها ببینه، داره پر میزنه مهربونم.



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۹ بهمن۱۳۹۳
اربابم! دلتنگتونم! همین.

┘◄اگر که بشه نذر مـادرم ادا، یه روزی میشم حاجـی کـربـبـلـا

میشینم یه شب تا سحر توی حرم، فقط به تماشای ایـوونـ طـلـا

 

سلیمانا از این خرمن فقط یک خوشه میخوام

                                ز گوشه گوشه ی دنیا فقط شش گوشه میخواهم ..

 

تبریک نوشت:  خواهر گلم پیوندتان مبارک...ان شاءالله ثمره ی این ازدواج، تربیت فرزندانی مهـدوی باشه. برای شما و همسرتون آرزوی موفقیـت، سلامتـی و عاقبـت بخیـری دارم.ولایی بمونید... یا حسیـن (ع)

 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی۱۳۹۳
 

 درس عشق است و بیست میگیرم

از عدو هست و نیست میگیرم

انتقام جهاد مقنیه را

روزی از صهیونیست میگیرم...

آقا زاده ها فقط حق شهادت دارند ...

 

 

من عاشق رحمة للعالمینم ...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : دوشنبه ۱۵ دی۱۳۹۳

 

پدر بزرگم با ذکرِ حضرت زهرا(س)
به جنگ با طاغوت رفت


پدرم با رمز یا زهرا
به مصاف دشمن

و من با انگشترِ منقوش به اسم تو
با سربندِ گمنامی
به مصاف تزویر،رو در رو با فتنه...
اسمم شد بسیجی . . .



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : جمعه ۵ دی۱۳۹۳

 

نوشتیم بسیجی....................................کوفیان خواندند لباس شخصی نظام؛

نوشتیم شهید......................................کوفیان خواندند مزدوران نظام؛

نوشتیم امام خامنه ای............................کوفیان خواندند رهبری؛

نوشتیم جمهوری اسلامی........................کوفیان خواندندجمهوری ایرانی؛

هر کس بخواهد ما را بشناسد داستان  کـربـلـا را بخواند....

گر کرب و بلا نبوده ایم، حال هستیم؛ گر شام بلا نبوده ایم،حال هستیم؛ای مردم عالم همگی گوش کنید؛

تا آخر خون مطیع رهبــــــر هستیم ...

بچه بسیجی نوشت :

*ما با شهیدان و مولایمان عهد خون بستیم.. 2-9 دی، هفته ی بصیرت گرامی باد ..*

 

تکرار عاشورا نوشت:

طرح خاموشی سبــز؛ اشکهای آقا؛ بی حرمتی به عکس امام؛ حسین غلام کبیری ها؛ آتش کشیدن خیابان ها؛ هتک حرمت عاشورا و پرچم عزای امام حسین و و و ... را فراموش نمیکنیم :|



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : شنبه ۲۹ آذر۱۳۹۳
 

این روزها دستان ما هم
دستان غمگین و عزادارند؛
چشمان ما
با گریه بیدارند؛
این روزها،
حال حرم ابری و بارانی است؛
لبخند و شادی‌های رنگارنگ
در این حوالی نیست
این روزها،
این روزها
سرد است.
دل‌هایمان لبریز از درد است؛
ابریم و باران‌های یک‌ریزیم..
این روزها ما همچنان پاییز پاییزیم.

 

 

شادی که در عزای شما معنا نمی شود؛

شام وفات شما، شب یلدا نمی شود

آقا تمام مردم ایران مودبند؛

جشنی به احترام شما بر پا نمی شود ...

 

غم نوشت:

دست های تو توانایی بخشش دارند؛ دستانش را رها نکن ..

دست های آنکه جز تو پناهی ندارد ..

متاسفانه برای یکی از بهترین دوستام اتفاق خیلی ناراحت کننده ای افتاده. براشون دعا کنید.. :((



ارسال توسط *asemooni*
 

راهپیمایان کربلا! به هوش باشید...
اگر میانه ی راه، مردی دیدید بلند قامت ، دلربا، 
با چشمهایی مهربان و نگاهی بس بزرگ،
اگر دیدید تمام راه خون می گرید،
اگر شیرخواره می بیند،
پای تاول زده می‌بیند،
دخترکی دست در دست پدر می‌بیند و دیگر تاب رفتنش نمی‌ماند...
اگر مردی را دیدید که دو برادر می‌بیند،
جوان در پشت سر پدر می بیند، 
یا زنان چادر به سر می‌بیند و فریاد گریه اش بلند می‌شود....
به رسم اعراب با معرفت،
آب بر پایش نه، بوسه بر خاک پایش زنید که مطاف ملائک است!

اگر دیدید مردی این چنین،
تنها و بی همراه ، قدم برمی داشت...
شگفتتان نباشد...

عمری است که تنهایش گذاشته ایم...
متی ترانا ونراک
*اللهم عجل لولیک الفرج*

 

 

 

 

دلتنگ آسمان حرم :

این روزها زیاد در شهر باد می وزد..

حتما میخواهد از راه دور،

سلام ما را به حرم برساند .. !

 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۶ آذر۱۳۹۳
نشسته بودم رو صندلی اتوبوس و تو فکر فرو رفته بودم ...‌‌‌ 
خب چه چیزایی لازم دارم ؟؟؟‌ 
یه صندل یا دمپایی خوب و سبک... لباس گرم حتما باید ببرم؛
جوراب ضخیم، یه کلاه، یه کوله پشتی، یکی دو دست لباس تمیز برای احتیاط ... !
غذا و خورد و خوراک هم که الحمدلله از برکت امام حسین(ع) فراوونِ
شال عزامم که تو این دو ماه همیشه همراهم هست .
یه کتاب دعای کوچولو که حتما توش زیارت «عاشورا» و زیارت «اربعین» باشه...‌! 
آهان راستی ویزا رو باید همین جا بگیرم چون این ویزا مجانیِ که میگفتن شایعه بوده... 
اگه ویزا نگیرم اونجا باید دوبرابر پول ویزا بدم.
خب دیگه همه چی آماده‌ست... 
" فقط مونده امضا و رخصت زیارت «اربعین» و پیاده روی کربلا، که با خودشونه "
همینطوری داشتم تو ذهنم برنامه ریزی می‌کردم که برگشتم دیدم ی پیرمردی وایستاده
بلند شدم و گذاشتم اون بنده خدا بشینه...!

 

 

دل نوشت:

گویند به ک ر ب ل ا نروید از پی شفا

هرآنکه رفته است به یقین مبتلا تر است ...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : چهارشنبه ۲۱ آبان۱۳۹۳
و این قصه ی عشق سری دراز دارد ...

دوباره باران  گرفت و من بودم و دلی که در هوای کویت پر می کشید ...

سند رسوایی اَم ... چادری خیس بود...

همین...





کربلای ایران حکایتی دارد که عشق هم عاجز میماند ...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳ آبان۱۳۹۳

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:
لبیک یاحسین! لبیک...
حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...
و من باز می گویم:
لبیک یاحسین!لبیک...
حسین شمشیر می خورد من سر مادرم داد می زنم و می گویم:
لبیک یا حسین!لبیک...
حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:
لبیک یا حسین! لبیک...

حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس نگاه های حرامم فریاد میزنم

لبیک یا حسین ! لبیک...

حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟

من محتاطانه دروغ میگویم و باز فریاد می زنم:

لبیک یا حسین لبیک...

حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...

من گناه می کنم و باز فریاد می زنم:

لبیک...

خورشید غروب کرده است...

من لبخندی می زنم و می گویم:

اللهم عجل لولیک الفرج...

به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:

"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."

مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند.

مهدی تنهاست...حسین تنهاست..

من این را میدانم اما..


مجنون نوشت :

دوسـت دارم از عـشـقت سـر بـه بـیـابـان بـنـهـم . . . 

آن بـیـابـان کـه مـسیـرش از نـجـف تـا کـربـلاست . . .

السـلام عـلـی الـحـسیـن . . .



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۱ آبان۱۳۹۳
 

تا یادش می کنم ،

باران می آید..

نمی دانستم

لمس خیالش هم

وضو می خواهد...

 


 

 

حال من با پیرهن مشکی خوشـــــــــــ است...
دکتــــــــــرم گفتهـــــ محرم لازممـــــــــ

این همـ ضربانـــــ قلبمـــــ
ـــــ\/ـــ \/ــحسیـــــــــنـــــــــ\/ــــ\/ــــــــ
ــــ\/ــــ\/ــــحسیــــــــنـــــــــ\/ــــ\/ــــــــ



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۲۴ مهر۱۳۹۳

من یقیـن دارم

آخر ِ آرزوی دل همـه کبوتـرهای دنیـا 

┘◄آسمـــان توست!

 

 

.. دل شـده تنگــــ کــربـلا، نگـو نمیشـه ..

 

┘◄یه وقتایی هست دلت یه طوری میگیره که انگار درمانی جز حرم نداره ..

بی اندازه محتاج دعام ..

یا ح س یــ ن (ع)

 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۳ مهر۱۳۹۳
 

حرفی است عامیانه که می گویند:
تقدیر هرکسی را بر 
صفحه سفید جبینش نوشته اند،
بگذار عامیانه بیاندیشند،
پیشانی تو شاهد این راز است،
زخم تو مثل نقطه آغاز است.
بگذار عاشقانه بگویم
پیشانی تو سوره_نور است ..

 

 

دنیا مشتش را باز کرد.

شهدا "گل" بودند و ما "پوچ".

خدا آنها را برد و زمان ما را...   

 



ارسال توسط *asemooni*
 

 

آقا!
هرگز نفهمیدم شما سپیدتر بودی یا پارچه ای که شما را در آغوشش گرفته بود...!!!
ممنون که زود خوب شدید آقای مهربون ...  :)

 

*asemooni* نوشت :

مولا جان!

با اینکه در این لباس خیلی ناز و ملکوتی می شوید،

ولی دیگر دوست ندارم هیچ وقت این رخت را بر تنتان ببینم...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : دوشنبه ۱۷ شهریور۱۳۹۳
می گویند دختر ها سخت بابایی هستند ... !
جانشان به جان ِ پدر بسته است 
که تاب ِ سرما خوردگی ساده اش را ندارند
چه رسد که ... 
همه می دانند نفس نفس های دختر با تپش های قلب بابا میزند ..
بابای مهربانم ... !
امروز تپش های قلبم یکی در میان میزند 
که نکند ... 
گرچه فرمودی عملی ساده است اما بابا جان ؛ یک خراش ِ ساده هم دل ِ دختر را هزار پاره می کند ... 
سالم بمان ... سرحال ...
مثل همیشه که در میان ِ این قتگاه تو که تنها ترین سرداری نباید تنها بگذاری زینب ها را ، زهرا ها را .....
گرچه زینبی نبودیم ؛ زهرایی زندگی نکردیم....
اما بابا جان 
به خدا این بار کوفیان بدون دعوت ... 
به خدا حرمله ها منتظرند ... !
به خدا نامردمان ِ این شهر
نکند تنها بگذاری ...
مراقب خودتان باشید که دختر ها سخت ِ بی تابی ِ دل دارند 
و
پاسخی نمیابند که بدهند تا وقتی که سلامت ِ سلامت باشی ...
دل ِ دختر هاتان بی تابی می کند
بی تابی ِ بابا ... !


 

بس که عادت کرده ام بر قامت ایستاده ات...
روی تختی و همین عکس تو ما را می کشد...

تو رو خدا برای ماه من دعا کنید ..

اللهم احفظ قائدنا خامنه ای

 



ارسال توسط *asemooni*
تـو زنـدگـی حـرفهـایـی هـستــ ، 

که فقـط ِ فقـط ، 

بـایـَد بـروی "بـابــــ الجـواد" . . .

کلمـه هـا را دانه کنـی ، 

دانه هـای ِ اشـکــ .

بـِکِـشـانی شـان دنبـال ِ هـَم ،

شبیـه ِ یکــ تـسبیـح ،

بِـچـَرخـانی شـان تـوی ِصـورتـتـــ ،

ذِکــر بگیـری ، و بـَعـد ،

انگـار کـه تـسبیح پـاره بـشـود ،

دانـه هـا بیـاینـد تـا بـِچـِکـَنـد روی ِ سنـگــهـای ِ حـرم . . .

بـاز هـم دَربـِدَر شـب شـدم ، " ای نـور سـَلام "

بـاز هـم زائـِرتـان نیـستـم ، 

" از دور سـَلام " 

السلام علیک یا سلطان عشقــــ علی موسی الرضا (ع)

 

 

دلتنگ نوشت :

آقا..
حتما قرار شاه وگدا هست یادتان
آری همان شبی که زدم دل نه نامتان
مشهد،حرم،صحن باب الجوادتان
آقا دلم عجیب گرفته برایتان ...

 

asemooni نوشت :

کاخ همه حکام جهان را که بگردی؛

دربار کسی پنجره فولاد ندارد ...

 

 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : یکشنبه ۹ شهریور۱۳۹۳
 

گر چه من سرباز هیچ و ساده ام

سرخوشم مهدی بود فرمانده ام

گر چه شد فرمانده ام غایب ولی

دلخوشم بر نایبش سید علی...

دل نوشت :

"اللهم احفظ قائدنا خامنه ای"

 

 چشم منو امر ولی/جان منو سید علی

عشق نوشت :

هوا ممنونتم...

گرم که میشوی تازه میفهمم لذت حجاب را...

لذت بندگی را...

چند درجه حرارت پخته ترم میکند!!!!!



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۶ شهریور۱۳۹۳

 

دختر بچه شفا گرفته بود. با تب و تاب ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟
دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید .
پدر دخترک که رسید طفل به گریه و هق  هق افتاد: امام رضا گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه»

پدر که از شفای کودکش بی قرار بود با شنیدن این جمله اختیار از کف داد. نفسش که برگشت به خادم گفت: دخیل که بستم به امام رضا گفتم: می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده. اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد.

 

خاص نوشت :



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : شنبه ۱۸ مرداد۱۳۹۳
 

به چه می اندیشی برادر؟پشیمانی؟
ازاینکه جوانیت را به پای نسلی ریختی که ارزش خونت را ندانست؟
که ساده فراموش کرد عهد و پیمانش را ؟
که حالا میگوییند میخواست نرود؟؟
که عکست را میبینند و عکست عمل میکنند؟
که به اسم آزادی بی حیایی میکنند؟...
توراهت را رفتی...خیرش را دیدی: لقاء الله! حالا ماییم و جنگ نرم!
جنگی با دشمنان مخملی!
جنگی باشباهت زیــــاد باجنگ شما...
جنگی نابرابر!...

دعایمان کن...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۶ مرداد۱۳۹۳
 

 سلام

حدود یه سال از زمان ایجاد این وبلاگ میگذره و من همیشه دل نوشته هامو اینجا قرار دادم .

اما فقط نوشته های کتاب آسمونی ما هستند که دل ـمون رو آروم میکنند و بهش جلا میبخشند .

فکر میکنم پی نوشت پست قبلم خیلی واضح بود !!

** ... برا همین تصمیم گرفتم یک ختم قرآن برگزار کنم ... **

 

پیامبر گرامی اسلام (ص) :

لا یُعَذِّبُ اللهُ قَلبًا وَعَی القُرآنَ .

خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده باشد، عذاب نمی کند .

دل نوشت : حـــــالم حالِ « الهی عظم البلاء » ـست ... دستم به هیچ‌جا بند نیست ...!!

+التماس دعای خیــــر

 

بعدا نوشت : ختم قرآن به پایان رسید، از تمام دوستانی که شرکت کردند متشکرم!



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه ۹ مرداد۱۳۹۳

 

صدایم کن
من در پی یک بهانه ام
در پی یک پایان
من از جنس فراموشی ام
از هم هَمه ی گنجشک ها
صدایم کن
صدایت را خوب به یاد دارم
من هنوز دلبسته ی شمعدانیم
من هنوز هم مدعی ام
اما تو صدایم کن
از این دیوار ها میترسم
از این آدمها میترسم
من این دنیای ساکت را نمیخواهم
تو صدایم کن
بگذار که ظالمانه بغض هایم را بشکنم
و ابر ها را محکوم به باریدن کنم
اما..
تو صدایم کن معبودم

 

خاص نوشت :

این روزا برا یکی از عزیزترین هام بدترین اتفاق ممکن پیش اومده،

برا دلشون "دعا" کنین و برا شفای بیمار عزیزشون "امن یجیب" بخونین ..



ارسال توسط *asemooni*