تاريخ : پنجشنبه 1 آبان1393
 

تا یادش می کنم ،

باران می آید..

نمی دانستم

لمس خیالش هم

وضو می خواهد...

 


 

 

حال من با پیرهن مشکی خوشـــــــــــ است...
دکتــــــــــرم گفتهـــــ محرم لازممـــــــــ

این همـ ضربانـــــ قلبمـــــ
ـــــ\/ـــ \/ــحسیـــــــــنـــــــــ\/ــــ\/ــــــــ
ــــ\/ــــ\/ــــحسیــــــــنـــــــــ\/ــــ\/ــــــــ



ارسال توسط *asemooni*

من یقیـن دارم

آخر ِ آرزوی دل همـه کبوتـرهای دنیـا 

┘◄آسمـــان توست!

 

 

.. دل شـده تنگــــ کــربـلا، نگـو نمیشـه ..

 

┘◄یه وقتایی هست دلت یه طوری میگیره که انگار درمانی جز حرم نداره ..

بی اندازه محتاج دعام ..

یا ح س یــ ن (ع)

 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه 3 مهر1393
 

حرفی است عامیانه که می گویند:
تقدیر هرکسی را بر 
صفحه سفید جبینش نوشته اند،
بگذار عامیانه بیاندیشند،
پیشانی تو شاهد این راز است،
زخم تو مثل نقطه آغاز است.
بگذار عاشقانه بگویم
پیشانی تو سوره_نور است ..

 

 

دنیا مشتش را باز کرد.

شهدا "گل" بودند و ما "پوچ".

خدا آنها را برد و زمان ما را...   

 



ارسال توسط *asemooni*
 

 

آقا!
هرگز نفهمیدم شما سپیدتر بودی یا پارچه ای که شما را در آغوشش گرفته بود...!!!
ممنون که زود خوب شدید آقای مهربون ...  :)

 

*asemooni* نوشت :

مولا جان!

با اینکه در این لباس خیلی ناز و ملکوتی می شوید،

ولی دیگر دوست ندارم هیچ وقت این رخت را بر تنتان ببینم...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393
می گویند دختر ها سخت بابایی هستند ... !
جانشان به جان ِ پدر بسته است 
که تاب ِ سرما خوردگی ساده اش را ندارند
چه رسد که ... 
همه می دانند نفس نفس های دختر با تپش های قلب بابا میزند ..
بابای مهربانم ... !
امروز تپش های قلبم یکی در میان میزند 
که نکند ... 
گرچه فرمودی عملی ساده است اما بابا جان ؛ یک خراش ِ ساده هم دل ِ دختر را هزار پاره می کند ... 
سالم بمان ... سرحال ...
مثل همیشه که در میان ِ این قتگاه تو که تنها ترین سرداری نباید تنها بگذاری زینب ها را ، زهرا ها را .....
گرچه زینبی نبودیم ؛ زهرایی زندگی نکردیم....
اما بابا جان 
به خدا این بار کوفیان بدون دعوت ... 
به خدا حرمله ها منتظرند ... !
به خدا نامردمان ِ این شهر
نکند تنها بگذاری ...
مراقب خودتان باشید که دختر ها سخت ِ بی تابی ِ دل دارند 
و
پاسخی نمیابند که بدهند تا وقتی که سلامت ِ سلامت باشی ...
دل ِ دختر هاتان بی تابی می کند
بی تابی ِ بابا ... !


 

بس که عادت کرده ام بر قامت ایستاده ات...
روی تختی و همین عکس تو ما را می کشد...

تو رو خدا برای ماه من دعا کنید ..

اللهم احفظ قائدنا خامنه ای

 



ارسال توسط *asemooni*
تـو زنـدگـی حـرفهـایـی هـستــ ، 

که فقـط ِ فقـط ، 

بـایـَد بـروی "بـابــــ الجـواد" . . .

کلمـه هـا را دانه کنـی ، 

دانه هـای ِ اشـکــ .

بـِکِـشـانی شـان دنبـال ِ هـَم ،

شبیـه ِ یکــ تـسبیـح ،

بِـچـَرخـانی شـان تـوی ِصـورتـتـــ ،

ذِکــر بگیـری ، و بـَعـد ،

انگـار کـه تـسبیح پـاره بـشـود ،

دانـه هـا بیـاینـد تـا بـِچـِکـَنـد روی ِ سنـگــهـای ِ حـرم . . .

بـاز هـم دَربـِدَر شـب شـدم ، " ای نـور سـَلام "

بـاز هـم زائـِرتـان نیـستـم ، 

" از دور سـَلام " 

السلام علیک یا سلطان عشقــــ علی موسی الرضا (ع)

 

 

دلتنگ نوشت :

آقا..
حتما قرار شاه وگدا هست یادتان
آری همان شبی که زدم دل نه نامتان
مشهد،حرم،صحن باب الجوادتان
آقا دلم عجیب گرفته برایتان ...

 

asemooni نوشت :

کاخ همه حکام جهان را که بگردی؛

دربار کسی پنجره فولاد ندارد ...

 

 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : یکشنبه 9 شهریور1393
 

گر چه من سرباز هیچ و ساده ام

سرخوشم مهدی بود فرمانده ام

گر چه شد فرمانده ام غایب ولی

دلخوشم بر نایبش سید علی...

دل نوشت :

"اللهم احفظ قائدنا خامنه ای"

 

 چشم منو امر ولی/جان منو سید علی

عشق نوشت :

هوا ممنونتم...

گرم که میشوی تازه میفهمم لذت حجاب را...

لذت بندگی را...

چند درجه حرارت پخته ترم میکند!!!!!



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه 6 شهریور1393

 

دختر بچه شفا گرفته بود. با تب و تاب ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟
دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید .
پدر دخترک که رسید طفل به گریه و هق  هق افتاد: امام رضا گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه»

پدر که از شفای کودکش بی قرار بود با شنیدن این جمله اختیار از کف داد. نفسش که برگشت به خادم گفت: دخیل که بستم به امام رضا گفتم: می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده. اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد.

 

خاص نوشت :



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : شنبه 18 مرداد1393
 

به چه می اندیشی برادر؟پشیمانی؟
ازاینکه جوانیت را به پای نسلی ریختی که ارزش خونت را ندانست؟
که ساده فراموش کرد عهد و پیمانش را ؟
که حالا میگوییند میخواست نرود؟؟
که عکست را میبینند و عکست عمل میکنند؟
که به اسم آزادی بی حیایی میکنند؟...
توراهت را رفتی...خیرش را دیدی: لقاء الله! حالا ماییم و جنگ نرم!
جنگی با دشمنان مخملی!
جنگی باشباهت زیــــاد باجنگ شما...
جنگی نابرابر!...

دعایمان کن...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه 16 مرداد1393
 

 سلام

حدود یه سال از زمان ایجاد این وبلاگ میگذره و من همیشه دل نوشته هامو اینجا قرار دادم .

اما فقط نوشته های کتاب آسمونی ما هستند که دل ـمون رو آروم میکنند و بهش جلا میبخشند .

فکر میکنم پی نوشت پست قبلم خیلی واضح بود !!

** ... برا همین تصمیم گرفتم یک ختم قرآن برگزار کنم ... **

 

پیامبر گرامی اسلام (ص) :

لا یُعَذِّبُ اللهُ قَلبًا وَعَی القُرآنَ .

خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده باشد، عذاب نمی کند .

دل نوشت : حـــــالم حالِ « الهی عظم البلاء » ـست ... دستم به هیچ‌جا بند نیست ...!!

+التماس دعای خیــــر

 

بعدا نوشت : ختم قرآن به پایان رسید، از تمام دوستانی که شرکت کردند متشکرم!



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه 9 مرداد1393

 

صدایم کن
من در پی یک بهانه ام
در پی یک پایان
من از جنس فراموشی ام
از هم هَمه ی گنجشک ها
صدایم کن
صدایت را خوب به یاد دارم
من هنوز دلبسته ی شمعدانیم
من هنوز هم مدعی ام
اما تو صدایم کن
از این دیوار ها میترسم
از این آدمها میترسم
من این دنیای ساکت را نمیخواهم
تو صدایم کن
بگذار که ظالمانه بغض هایم را بشکنم
و ابر ها را محکوم به باریدن کنم
اما..
تو صدایم کن معبودم

 

خاص نوشت :

این روزا برا یکی از عزیزترین هام بدترین اتفاق ممکن پیش اومده،

برا دلشون "دعا" کنین و برا شفای بیمار عزیزشون "امن یجیب" بخونین ..



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : یکشنبه 5 مرداد1393
 
گرم است …
خيلي !
راستش را بخواهي تحملش سخت است ….
اما ميداني گرماي چادرم را چگونه صبوري ميکنم ؟!!
وقتي به ياد مي آورم چادرم براي تو آرامش روح مي آورد صبور ميشوم !
نه ! نه !
خيال نکن منتي هست ! منتي نيست !
.
.
.
اما تو را به خدا …… !
تو هم مواظب نگاهت باش تا هوا گرم تر نشود !
من به غيرت مردان سرزمينم ايمان دارم .
 
 
 
 
بعدا نوشت :
عیدتون مبارک


ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : سه شنبه 31 تیر1393
 امروز پدری ترکش خورد!
یتیمی افطاری خون دل...
مادری روزه اش را موشک شکست..
و من زولبیا نخوردم تا سیری کاذبش مزاحم بیشترخوردنم نشود! 
گاهی خواب روزه دار عبادت نیست،خیانت است!!!
هیس!!!
مسلمین خوابیده اند!!

 

 

کربلا همین شکلی بود، مظلومی را میکشتند بقیه فقط نگاه میکردند ... !!

 *هر جای دنیا کودکان به هواپیماها اشاره می‌کنند ؛
اما در غزه  هواپیماها به کودکان ..

مرگ بر اهریمن ...

پیشنهاد نوشت : آهنگ "میکشیم"حامد زمانی 

 

 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه 26 تیر1393
 

یا اله العاصین...

حضرت موسی (ع) در مناجات خود با خدا در کوه طــــور فرمود:

یا اله العالمین (ای معبود جهانیان ):

جواب شـــنید: لبیک (یعنی ندای تو را پذیرفتم )

سپـــس فرمود:

یا اله المحســــنین (ای خدای نیکوکاران ) همان جواب را شنید

سپس عرض کرد:

یا اله المطیعین:(ای خدای اطاعت کنندگان) بازهمان پاســـخ راشنید

و در آخر گفت: یا اله العاصین ( ای خدای گنهکاران )

سه بار در پاسخ شنید: لبیک ، لبیک لبیک

موسی (ع) عرض کرد:

خدایا چرا، در دفعه چهارم ، سه بار پاسخم دادی ؟!

خداوند به او خطاب کرد:

عـــارفان به معرفــت خود،

و نیکوکاران و اطاعت کنندگان به نیکی و اطاعت خود، اعتــماد دارند!

ولی گنهــکاران جز به فضــل من ، پناهـــی ندارند،

اگر از درگاه من ناامـید گردند،به درگاه چه کســی پناهــنده شوند؟!...

 یا اله العاصین!

من به درگاه تــو پناه آورده ام ..

 

 

 

پشیمان نوشت :

بر هر چه که بوده ام ، خدایا العفو / بر هر چه نموده ام ، خدایا العفو

یک عمر، خطا سروده ام شعرم را / بر هر چه سروده ام ، خدایا العفو



ارسال توسط *asemooni*
 

روزهاست نشسته ام روبروی سفره ی بلند ماه رحمت تو
و هر شب چای تلخ می نوشم و سحرهای دلتنگی و افطارهای بی تویی را طی میکنم...
این روزها دلم یک آسمان امید می خواهد...

با اینکه می گویند، تلخی ایام هم میگذرد...
اما آنچه که من منتظرش هستم، گذرِ تـــــو، از من است...
نه گذر از این ایام تلخ...

1.قل یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا نقنطوا من رحمة الله إنّ الله یغفرالذنوب جمیعاً إنّه هو الغفور الرحیم؛53/زمر
بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همة‌گناهان را می آمرزد

خاص نوشت : رسم است بیاد قربانیان
یکــ دقیقه سکوت کنند!
...
پس
خوش بحال کودکان غزه 
که سالهاست ســـازمان ملل
به حرمتشان
سکوت می کند...



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : چهارشنبه 11 تیر1393

 

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به دریای دل اربابم
قایق از خشم پر است
و دل از نفرت تکفیـریـهـا
شیعه در نیمه شعبان خوش بود
که به خود جرأت رفتن دادید
نه دگر این بار دعوا به سر سربند نیست
همه سربندهــــا،نام یا فاطمه است
نشود تکرار باز عاشورا
خیمه ها این بار جایش امن است
علم عبـاس هــم
دست نیکوی گل سرسبد فاطمه است
رهبرم خامنه ایــست
رهبرم سید و اولاد علیــست
رهبرم اخم کنـد
به علی مادرتان داغ شما میبیند
حاج همت رفته،کاظمی دیگر نیست
پدر موشک ایران هم رفـت
لیـک از عالم غیب
باز با ما هستند
حاج قاسـم هم هست
که سلیمانی کـرد، همه دنیا را
همهٔ ما هسـتیم
کور خواندید اگــر، باز هم فکر کنید
که علی تنها است
نامه های بیعتِ مسلم، همه ایرانیست
همه با خون خود امضا کردیم
خاک پای نوکـر اربابیـم
باز دنیا انگار . . . . . . . . . . . . . . هوس رویش لاله کرده ...



ارسال توسط *asemooni*
قصه ی من به آخر رسید اما من به آخر نرسیدم .

آخرم را به تو میسپارم ای مهربانتر از مادر 

اُفَوِّضُ أمرِی اِلی اَلله ....

و دیگر از هیچ ، نمیترسم ...

.

این روزها

بی تابی لحظه هایم را، با نام تو آرام میکنم ...

نفسی که به بوی تو آمیخته شده ، هر بازدمش

دلتنگی ها را ؛

زخم  ها را ؛

ناحقی ها را ؛

تهمت ها را ؛

بی وفایی ها را ؛

از این تن بی جانم ، بیرون می برد .

میدانم که تو برای التیام تمـــــــــام این زخم ها برای من بسی !

حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل ...

.

بغض این همه حرف در گلو مانده را در آغوش تو ، به باد میسپارم . .

ای مهــــربانترین و همیـــشگی ترین پناهـــم....

.

.

.

خدایــــا

عطر مـــاه مهربانی ات در کوچه ها پیچیده ...

مهمانم کن 

به ...  قصه ای از جنس خودت .

 

رمضان مبارک ...



ارسال توسط *asemooni*

" ایران مسی نداشت، همه طلا بودن "

 

 

سرت را بالا بگیر مرد...

تو قهرمان یک ملتی،

برای گل زدن به تو باید کم کم 4 توپ طلا داشته باشند و حداقل 91 دقیقه تلاش کنند..

هنوز پشت سرت هستیم، مث سابق، همونجوری!

دنیا رو به کام خودمون میکنیم، اگه خدا بخواد

 

یوزپلنگان مچکریم :)))

پ.ن: یه آدمایی تو زندگی آدم هستن که لیاقت بخشش ندارن، مصداقشم بعضی داورای صربستانی :|



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : یکشنبه 25 خرداد1393

 

نه دلم میخواهد به تور« ایتالیا» و« اسپانیا »بیفتم؛


و نه بادام چشمهای« چینی ها »و «ژاپنی ها» را میخواهم؛


نه نسیم «دبی» و« استانبول» به کله ام زده است؛


و نه هوس دو بیتی «بابا طاهر» کرده ام؛


حتی «منار جنبان» هم دلم را نمی لرزاند؛


نه مات« کیشم »و نه موجی «خزر»؛


فاتحه ی «سعدی »و«حافظ» را هم از همین جا میخوانم؛


من فقط یک بلیط رفت «مشهد» میخواهم!


ترجیحا بدون برگشت...

 

 

پ.ن: برای برادرا و خواهرای عزیزمون تو عراق دعا کنید! انگار شیعه کشی داره مد میشه!

«اللهم عجل لولیک الفرج»



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد1393

» هر روز ساعت دلم را عقب میکشم تا خیال کنم هنوز دیر نکرده ای ....

اللهم عجل لولیک الفرج

 


»
آینه ها را غبار گرفته ایم

                             تا بیایی...

                                      نیایی؛

                                            دلهامان غبار می گیرد !

بوی پیراهنی در باد می آید

                               یوسف هست؛

                                             یعقوبی در کار نیست ....

                               

 

 

» درد دل نوشت :

... سید ما مولای ما دعا كن برای ما؛ صاحب ما تویی ، صاحب این كشور تویی ،صاحب این انقلاب تویی پشتیبان ما شما هستی ما این راه را ادامه خواهیم داد در این راه ما را با هدایت خود پشتیبانی بفرما...

 

 

» حسرت نوشت :

آقا بیا...

اینجا روز به روز بر مظلومیت و غربت یار خراسانی ام افزوده میشود ...

 

» عشق نوشت :

از آن زمان که دانستم در میان مردمی
به هر که میرسم سلام میکنم...
 
"السلام علیک یا صاحب الزمان"
 
 پ.ن: عکس امام زمانمو نداشتم بذارم، عوضش عکس امام زمانمو گذاشتم:((
پ.ن: از اینکه یه مدت نبودم و بهتون سر نزدم یا کامنتاتون تایید نشد معذرت میخوام.
عیدتون مبارک


ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : جمعه 12 اردیبهشت1393

کور باد چشمی که نتواند پاکی را ببیند ؛

خاموش باد دهانی که نتواند از پاکی بگوید؛

و مرده باد کسی که بخواهد دشمن پاکی شود؛

و نقی یعنی پاک . . .



تقدیم به کسی که تازه اندکی شناختمش و دوست دارم بیشتر از او بدانم، 

تقدیم به هادی آل عبا، امام نقی (علیه السلام).
شهادت امام نقی (علیه السلام) تسلیت :468:




خاص نوشت :

مولا ممنونتونم که بهم لطف کردین و اجازه دادین که بتونم از غربتتون قلم بزنم:468:


خـدا وقـتی اذن عـاشـقی داد ؛

                به مــا تــاج خـــادم النـقی (علیه السلام) داد . . .




ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت1393
تمــآم ‌ ِ کمـد هـآ را زیــر و رو مـے کنم

لبـاس هاے بهارے

بارانـے هـآ

خانگـے هآ

مجلسـے هـآ

خستـ‌ه مـے شوم از این همـ‌ه رنگ و مـدل

نگـآهـم به تـو گـره کـ‌ه مـی خورد ،

آرامــ مـی شوم .

ساده بودنت ، دنیــآ مـے ارزد

مشکـے ِ آرام ِ من ...





ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : یکشنبه 24 فروردین1393

در آشپزخانه چند بار دستانت را سوزاندي ؟!
چندبار دستانت را بريدي ؟!
تا من بزرگ شوم ...

و من به جاي بوسه بر دستانت 
هر بار دلت را شکستم

و باز هم تو با بخشش های بیکرانت مرا شرمنده ی خودت کــــردی،
 زیباترین فرشته ی من!
مادرم بی بهانه دوستت دارم . . .



asemooni نوشت:

سرم را نه ظلم میتو
اند خم کند؛
نه مرگ؛
نه ترس؛
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم میشود،
 مــــــادر عـزیـزم ...




خاص نوشت :


خدایا !

 چیزی بالاتر از بهشت هم داری؟!

برای زیر پای مادرم میخواهم . . .




ارسال توسط *asemooni*
 صیاد دلها ؛

تنها جایی که جلوتر از رهبر عزیز قرار گرفت  .   .  .





سوال نوشت :

به نظر شما برای حمایت از ولایت باید چکار کرد؟!


(منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم.)



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : جمعه 15 فروردین1393
بانویـــــے باپهلوے شکسته مـــבافع ولایت شــــב

با جان בفاع ڪرב

باز هم صــــבاے "هل من ناصر ینصرنــــے" به گوش مـــــے رسـב

ولایت مــــבافع مــــے خواهـــב مــــے شنوے ؟؟





ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : چهارشنبه 13 فروردین1393

همه سبزه گره میزنن تا حاجت بگیرن، ما چفیه گره میزنیم برا شهادت




ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : شنبه 9 فروردین1393
شهیدے که تنها گناه زندگــے اش لبیک به ندای امام خامنه اے بود . . .
(این گناهه ایا؟!)







عاشق شهادت نوشت:

هیاهوی شهر از یادم برد آماده شدن برای شهادت را
خوب شدن برای طلبیدن را
علی آقا ممنون که یادم انداختی پر کشیدن با شهادت بها میخواهد
نه بهانه . . .

✿✿✿
خواهرم  تا کی باید شهید خلیلی ها
رو از دست بدیم تا تو حجابت رو رعایت کنی؟؟!!!

همیشه بچه حزب اللهی ها مثل مادرشان زهــــــرا غریبند . . .


ادامه مطلبم هستا



ادامه مطلب...
ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : یکشنبه 3 فروردین1393

کبوتر هم که باشی

 گاهی

 دود شهر بال و پرت را سیاه میکند

 به یک هوای پاک نیاز داری...

 چیزی شبیه

 هوای حـــــــــــــــــــــــرم ...



بغض نوشت: جوونا به کیش نرین، شلمچه هم صفا داره . . . 



ارسال توسط *asemooni*
 
تاريخ : پنجشنبه 29 اسفند1392
                             یا مقلب القلوب و الابصار
                           
                                                           سال نو آمد و نیامد یار

                             یا مدبر الیل و النهار
                                   
                                                          بی حضورش چه اشتیاق بهار

                             یا محول الحال و الاحوال
                                   
                                                          منتهی کن فراق را به وصال

                            حول حالنا الی احسن الحال
                                    
                                                          به امید فرج همین امسال . . .





ارسال توسط *asemooni*
تو ببخشا که اگر
صورت من نیلی نیست ؛
پلک سالم دارم ؛
بازو و پهلویم بی درد است ؛
لیک چشمانم اگر از بهر تو گریان نشود نامرد است . . .




امسال پیراهن مشکی ام را میگذارم کنار سفره هفت سین، مـــادر



ارسال توسط *asemooni*